تبليغاتX
منع مارك فقط برای تو می نویسم
این وب لاگ تقدیم به همه ی امیدم ... او که زندگی بخشید به روح بی جانم

 

 

خدانگهدار

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 14:44  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 

 

يادم مياد روزائي را كه از تو ميخوندم

با تمام انرژي كه داشتم و با تمام اميد مي خوندم:

ميدوني وقتي كه باشم يا اگه حتي نباشم

يا اگه از تو جدا شم نگار

ميميرم برات

و تا به قسمت ميميرم برات ميرسيدم

تو بهم ميگفتي بسه ديگه نخون

ولي من ادامه مي دادم :

ميدوني تا وقتي هستم

تا خدا را ميپرستم

اگه باشم و نباشم نگار

 ميميرم برات

تو بهم ميگفتي بسه ديگه علي يه چيزه ديگه بخون

ولي من با اين شعر زندگي ميكردم

پس ادامه ميدادم:

وقت رفتنم وقت مردنم ميدونم تو نگار مياي بالا سرم

نره از ياد تو دفتر خاطرات كه نوشتي برام كه نوشتم برات

بعد مردنم وقت پژمردنم

يادت نره نگار قصه خوردنم

ديگه تا اين بيت را ميخوندم طاقت نمياوردي و بهم ميگفني علي خفه شو

هیچ وقت نزاشتی شعر را کامل بخونم

ميگفتي علي اگه تو بخواي بري من زودتر از تو ميرم

چشمات پره اشک میشد

ميگفتي علي تو زندگيه مني

ميگفتي حالا كه تورا پيدات كردم ديگه نميخوام از دستت بدم

ميگفتي من بدون تو ميميرم

آره اينا همش حرفاي تو بود

تو اين حرفا را نميزدي ؟؟؟

اينقدر گفتي تا دلبستت شدم

اينقدر گفتي تا ديوونت شدم

اينقدر گفتي تا شدي نفساي من

حالا نفسما بريدي

حالا از نفس انداختيم

حالا ميخواي دل بكنم؟

ولي من سر حرفمم

بعد مردنم وقت پژمردنم

يادت نره نگار قصه خوردنم

اينا بدون كه من

حتي زير خاك

داد ميزنم نگار

ميميرم برات

راست میگفتی که نباید بترسم

میگفتی اگه بترسی بسرت میاد

آخرش به سرم اومد

ولی میدونی که راضیم به رضای خدا

رفتی مشهد جای منم خالی کن

به امام رضا سلام منا برسون

بگو یادته علی پارسال چی ازت خواست ؟

بگو دستت درد نکنه تو که دست خالی کسی را از دره خونت نمیزاشتی بره

پس چی شد ؟ ؟ ؟

 

( ولي ديگه شايد .... )

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 1:3  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

جناب آقای nervy بهتره که نظرات و پستهای قبلی را بخونی ببینی که نگار چیزشم حساببم مبکرده یا نه

و یه چیز دیگه بهتره بدونی که اون اول عاشق شد و احساسش نسبت به من دوچندان بود

اگه زیاد هم نمینوشت واسه این بود که نمیتونست بیاد تو نت آقا پسر

تازه نمیخواد منا از هک بترسونی آقا پسر

وقت خودتم الکی تلف نکن

میخوای هک کنی هیچ اشکالی نداره

 

تو به یاد من نودی

من با تو بودم همیشه

ولی تو با من نموندی

بهانه

عشق بچگانه

عشق از روی ترحم

عادت

بهت حق میدم

ذات شما اینطوریه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 15:32  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 

خیلی دلتنگتم خیلی زیاد

هر چی یاد لحظه ی آخر و حرفی که بهم زدی میوفتم

انگار میخواد دنیا رو سرم خراب بشه

اصلا حال خوبی ندارم

دوست دارم همین حالا زندگیم تموم میشد

خستم به خدا خستم

نمیدونم باید چیکار کنم

نمیدونم

فقط میدونم که بی تو نمیتونم

و از قلب من بیرون نمیری

هرگز

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 21:48  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

وقتي كه تورا در آغوش ميگيرم

احساسيست بس وصف ناپذير

گرماي وجود تو

چشمان معصوم تو

لبان خندان تو

و دستان گرما بخشت

به من آزادي ميبخشد

شايد در آسمانم

شايد تتنها يك خواب و رويا

هرگز دوست ندارم از اين خواب بيدار شوم

تو عشق خدا را دز من زنده ميكني

تو مرا به آسمان ميبري

ومن را با عشق خدا آشناتر ميكني

تو عاشقم ميكني

و من عاشق ميشوم

عاشق معبودم

عاشق خالقم

چون آفريننده ي ما نيز ما را در كنار هم

در آغوش هم

و هميشه با هم دوست دارد

او ما را دوست دارد

پس سزاوار پرستش است

خداوندا من و نگار تو را عاشقانه دوست ميداريم

خداوندا ما را عاشق كن

عاشق خودت كه تنها تو لايق عشق پاكي

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 15:48  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

زیباست مگه نه ؟

زیباست وقتی که کنار عزیزترینت نشستی ( اونم بعد از مدتها )

وقتی تو چشماش نگاه میکنی و آرزوت دوباره یادت میاد

میدونم هنوزم ترس از فراق تو را آزار میده

و همش دلت میخواد زمان واسه ی تو و اون توقف کنه

و دلهره ی اینکه آیا همیشه حس ما اینجوری میمونه یا نه ؟

ولی همه ی اینا یه  طرف احساس با تو بودن نگار یه طرف

دوست ندارم این حس را از خودمون دریغ کنیم

فراموش نکن این احساس ساده به دست نیومده که ساده از دستش بدیم

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 18:21  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 

اینا همش خاطرست

خاطرات من و تو

با هرکدومش زندگی میکنیم

هر کدوم از این پستای وبلاگ خاطرات زیادی را زنده میکنه

من و تو باهم

و فردا و فرداها میان و ما آرزوی باهم بودن و زنده شدن خاطرات

ما صداقت را طلبیدیم

ما زندگی را ساده دیدیم

ما طعم عشقا چشیدیم

همدیگه را در آغوش کشیدیم

غم دوری را هردو کشیدیم

ولی آخر سرنوشت من و تو ؟؟؟؟؟؟

چیزی که میدونم اینه که سرنوشت ما به دست خودمون رقم میخوره و تنها خداست که چراغ هدایتمونه

من و تو در گرو کاری هستیم که انجام میدیم.

سعی کنیم تو را زندگی موفق باشیم

چه با هم و چه زبونم لال...

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 23:53  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 

تولد تو اغازیست برای یه دنیا مهربانی

تولد همه خوبيهاست

تولد تمام زيباييهاي زندگي

امروز روز توست

امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را  خواهم آورد

هر چند تو مهربانتر از همه آنهايي

هميشه به قداست چشمان تو ايمان دارم

چه كسي چشم هاي تو را رنگ كرده است؟

چه وقت ديگر  گيتي تواند چون تويي را بزايد؟

فرشته اي فقط در قالب يك انسان !

فقط ساده مي توانم بگويم :

علیرضای عزيزم تولدت مبارك.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:50  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 

امروز زیباترین روز و مقدس ترین روز برای ستایش است .

امروز کسی که تمام امید من بود

کسی که زیباترین واژه برای امید بود

و زیباترین غنچه ی باغ محبت پس از فصلها انتظار از بهاری دیگر بالید و شکفت و سر بر آورد

نگار نازنینم تولدت مبارک

تا همیشه برای تو مینویسم و بیشتر از همیشه دوستت دارم

ای عشق من

۱۱ فروردین سال ۱۳۸۶

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 23:21  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 

و شاید امروز زیباترین روز و پر خاطره ترین روز با تو بودن باشه

سال ۸۶ در کنار تو و برای ما میاد پس ما هم بهش سلام میکنیم

پر انرژیتر از همیشه و عاشقتر از همیشه در کنار هم

نگار نازنینم اولین عید با هم بودنمون مبارک ( البته پیشا پیش )

 

 

آخرین پنجشنبه ی سال ۸۵

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 13:57  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

عزیزم

نگارم

روزمان مبارک

هر چند که همیشه و هر ساعت روز من و توست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 2:5  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 

بازم يه نوشته واسه خود خود خودت

واسه نگار نازنيني

كه نوشته هاي من مال خود خود خودشه

 

وقتي راز دلدادگي را در چشمانت ديدم

وقتي غم فراق و ضخم دلتنگي را در چشمانت ديدم

وقتي شور و شوق وصال را در چشمانت ديدم

وقتي گذر ثانيه ها را در چشمانت ديدم

وقتي كه شور عشق را چشمانت ديدم

و هنگامي كه قطره اشكي چون دريا را در چشمانت ديدم

آري حس زيباي عشق را ديدم

آري چشمان عاشقت را ديدم

آري من چشمانت را ديدم

وقتي بيشتر دقت كردم خود را در چشمانت ديدم

و تو نيز در چشمانم ديدي

آنچه را كه من ديدم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 1:29  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 

  زیباترین دوستت دارم را با تمام وجود فریاد میزنم :

دوستت دارم

 

 همه ی من از آن تو نگار

 باشه اشکال نداره رسم زمونه هرچی میخواد باشه

 باشه اشکال نداره تو خوش باشی ماهم خوشیم

باشه اشکال نداره مهم اینه که ما به هم عشق میورزیم

با ما کسی بمونه یا نمونه

ما میمونیم قدر محبت را خدا میدونه

نگارم بد به دلت راه نده

تا میتونی به عشقمون دل بده

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 2:10  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 

ميخوام تا آخر عمر از تو بنويسم و از تو بخونم

فقط تو

نگار تو لحضه ي شيرين زندگي مني

با ديدنت عمر دوباره ميگيرم

به خدا ديوونت شدم

توئي كه ستاره ي خونه ي من شدي

توئي كه با بودنت نور شباي تارم شدي

دلم واست حسابي تنگ شده

نميدونم مثل هميشه عاشقمي يا نه

ميخوام باهات مثل قبل راحت حرف بزنم ولي ميترسم

نه از تو نه ازخودم نه از زمونه نه نه نه

از اونائی که اطرافمونن

از آدمها

از مردم

از رفيق

میخوام دیگه نترسم . پس باید با درس زندگی دست و پنجه نرم کنیم.

امتحانات زندگی نزدیکه .

ما باید خودمونا واسه امتحانات آماده کنیم.

امتحاناتمون شروع شده

اولین امتحان = تفکر

دومین امتحان =   عشق

سومین امتحان =   صبر و استقامت

چهارمین امتحان =  وفا داری

پنجمین امتحان =  ارزیابی نفس

ششمین امتحان =  تلاش

هفتمین امتحان = عمل

ما باید ۲۰ بگیریم .

من به ۱۹.۹۹  قانع نیستم .

من تا آخر عمر از همکلاسیه خودم ( نگار ) مینویسم.

ولی دوست دارم تا آخر عمر هم با اون بمونم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 4:21  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 

دیگه اشتباه نمیکنم

آره محمد (یکی از دوستای نازنینم که مثل داداشمه)

راست میگفت:

در عشق سیاست نیست

در عشق صداقت است

( هیچ وقت فراموش نمیکنم )

 

زندگیه تورا دوست دارم نگار

چون تو را دوست دارم

دوست دارم زندگی کنم

چون زندگی با تو را دوست دارم

 

تا عبد تنها تو نگار 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 3:51  توسط خوشبخت ترین مرد دنیا  | 

 
حركت متنن دل خواه java script by:jade-zendegi.BLOGFA.COM افكت ساعت